شخصى نزد همسايهاش رفت و گفت: گوش کن! مىخواهم چيزى برايت تعريف کنم. دوستى به تازگى در مورد تو مىگفت ...
همسايه حرف او را قطع کرد و گفت: قبل از اين که تعريف کنى، بگو آيا حرفت را از ميان سه صافى گذراندهاى يا نه؟
- کدام سه صافى؟
- اول از ميان صافى واقعيت. آيا مطمئنى چيزى که تعريف مىکنى واقعيت دارد؟
- نه، من فقط آن را شنيدهام، دوستى آن را برايم تعريف کرده است.
- پس حتماً آن را از ميان صافى دوم يعنى خوشحالى گذراندهاى. مسلماً چيزى که مىخواهى تعريف کنى، حتى اگر واقعيت نداشته باشد باعث خوشحالىام مىشود.
همسايه گفت: دوست عزيز فکر نکنم تو را خوشحال کند ...
- بسيار خوب، پس اگر مرا خوشحال نمىکند، حتماً از صافى سوم، يعنى فايده رد شده است.
آيا چيزى که مىخواهى تعريف کنى برايم مفيد است و به دردم مىخورد؟
- نه، به هيچ وجه
- پس اگر اين حرف نه واقعيت دارد، نه خوشحال کننده است و نه مفيد، آن را پيش خود نگه دار و سعى کن خودت هم زود فراموشش کنى.
چشم دل باز کن که جان بینی آن چه نادیدنی است آن بینی
در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد و آن آگاهی است..... و تنها یک گناه و آن جهل است...
Saturday, April 23, 2011
سه صافی مهم
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment